تاریخ فلسفه  اسلامی

تاریخ فلسفه اسلامی

ارزیابیِ نقدهایِ ابنِ رشد بر روشِ متصوّفه در الاهیات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه‌ی اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری فلسفه‌ی اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم.
3 دانشیار گروه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم.
چکیده
ابنِ ‌رشد به‌هدفِ نقدِ روشی که «متصوّفه» در استنباط‌هایِ الاهیاتیِ خود برگزیده اند، دو ادعا به آنان نسبت می‌دهد: یک-متصوفه به روش‌هایِ نظری باور ندارند و، دو-به‌باورِ متصوفهْ معرفتْ تنها با پیراستنِ نفس از شهوت‌، و القاء از جانبِ خداوند شکل می‌گیرد. او معتقد است، تنها دلیلِ صوفیان بر این دعاوی ظاهرِ آیاتی از قرآن است؛ امّا ظواهرِ آیاتِ یادشده برایِ اثباتِ مقصودشان بسنده نیست. یک روش برایِ آن‌که موجّه و مقبول افتد، باید هم‌زمان سه مؤلّفه‌یِ «عمومیّت»، «سازگاری با ظواهرِ قرآن»، و «سازگاری با چارچوبِ منطقِ ارسطویی» را برآورد. ازنظرِ اوْ روشِ «متصوّفه» هیچ‌یک از سه مؤلّفه‌یِ گفته‌شده را ندارد. ما فهمِ ابنِ‌رشد از متصوفه را مفروض می‌گیریم و در درستیِ آن چون‌وچرا نمی‌‌کنیم و؛ سپس استدلال می‌آوریم که: (1) می‌توان از مُدّعایِ نسبت‌داده‌شده به صوفیان، صورت‌بندیِ منطقی و نظری ارائه داد؛ صورت‌بندی‌ای که حتا با پیش‌فرض‌هایِ روش‌شناختیِ ابنِ رشد سازگار باشد. (2) ظواهرِ آیاتِ موردِنزاع، به یک‌سان می‌تواند هم مُدعایِ صوفیان را اثبات نماید و هم مُدعایِ ابنِ رشد را. (3) ابنِ رشد در ظهوریابیِ خود از آیاتِ قرآن به شکاکیّتِ معناشناختی دچار می‌شود، ازاین‌رو نمی‌تواند ازپسِ تبیینِ هیچ آیه‌ای برآید. (4) ابنِ رشد در معناشناسیِ خود، تأویل براساسِ مبانیِ فلسفه‌یِ ارسطویی را برگزیده است؛ این‌نحوه تأویل‌کردن نه عمومیّت دارد و نه با ظواهرِ قرآن سازگار است؛ ازاین‌رو ایرادی که ابنِ‌رشد به متصوفه وارد می‌کند، خودشکن است. (5) ابنِ‌رشد از یک‌سو حقِ تأویل را از متصوفه سلب می‌کند؛ اما خودْ فراوان با مفروضاتِ ارسطویی به تأویل مبادرت می‌ورزد. (6) ابنِ رشد بینِ «اطلاق» و «عمومیّت» خلط کرده است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


  1. ابن ترکه (1431). شرح فصوص الحکم، چ2، قم، انتشارات بیدار.

    1. ابن‌رشد (1432). بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، چ2، قم، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الأسلامیة.
    2. ابن‌رشد (1994). الضروری فی اصول الفقه أو مختصر المستصفی، لبنان، بیروت.
    3. ابن‌رشد (1992الف). نص تلخیص منطق أرسطو کتاب القیاس، بیروت، دارالفکر اللبنانی.
    4. ابن‌رشد (1992ب). نص تلخیص منطق أرسطو کتاب البرهان، بیروت، دارالفکر اللبنانی.
    5. ابن‌رشد (1997). فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الإتصال، بیروت، مرکز دراسات الوحدة العربیة.
    6. ابن‌رشد (2002). الکشف عن مناهج الأدلة فی عقائد الملة، بیروت، دارالکتب العلمیة.
    7. ارسطو (1398). ارگانون، چ2، ویراست دوم، ترجمه‌ میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی، تهران، مؤسسه انتشارات نگاه.
    8. شمالی، عبده (1979). دراسات فی تاریخ الفلسفة العربیة و آثار رجالها، چ5، بیروت، دارالصادر.
    9. سجستانی، ابویعقوب (1358). کشف‌المحجوب، تهران، نشر طهوری.
    10. شریفی، محمد (1395). قرآن کریم با چهار ترجمه‌ کهن، تهران، نشر نو.
    11. الشهرزوری، شمس‌الدین محمد (1385). رسائل الشجرة الإلهیّة فی علوم الحقائق الربانیة، تهران، مؤسسه‌ پژوهشی حکمت و فلسفه‌ ایران.
    12. طوسی، خواجه نصیر (1397)، تعلیقه بر اساسُ الأقتباس خواجه نصیرالدین طوسی، چ2، تصحیح سیدعبدالله انوار، تهران، نشر مرکز.
    13. غزالی، الإمام ابی‌حامد محمد بن محمد (2014)، المستصفی من علم الأصول، بیروت، دارالکتب العلمیة.

    14.کرمانی، حمیدالدین، 1472، راحة العقل، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.

    1. 15. Mill, J.S,1973, A System of Logic Ratiocinative and Inductive: Being a connected view of the Principles of Evidence and the Methods of Scientific Investigation, London: Routledge and University of Toronto Press.



  • تاریخ دریافت 04 شهریور 1403
  • تاریخ بازنگری 11 آبان 1403
  • تاریخ پذیرش 12 آبان 1403