هدف پژوهش حاضر، ارائه یک نقد نظاممند بر کتاب «معجزه شکرگزاری» بر پایه میزانهای سهگانه شریعت، عقل و ولایت نزد علامه است. این پژوهش با روش تحلیل انتقادی در دو مرحله انجام شده است: نخست، متن کتاب «معجزه شکرگزاری» در سه محور شریعت، عقل و ولایت طبقهبندی شده سپس هر واحد معنایی با مبانی علامه نقد و تحلیل شده است. نوآوری پژوهش در ارائه الگوی تحلیلی سهبعدی است که به نقد عرفانهای نوظهور در پرتو آراء علامه طباطبایی میپردازد، مکانیزمهای سکولارسازی مفاهیم دینی را در گفتمان توسعه فردی آشکار میسازد و نسبت میان عرفان حقیقی و روانشناسی مثبتنگر را تبیین میکند. یافتهها نشان میدهد کتاب مورد مطالعه در هر سه میزان دچار انحراف است: شریعت را به «احساس مثبت» تقلیل میدهد و با نگاهی تسامحی، ترک واجب یا ارتکاب محرم را مانع جذب ثروت نمیداند؛ قانون «هرچه باور کنی دریافت میکنی» را بدون سند عقلی یا نقلی عرضه میکند؛ شکر را نه به خدا بلکه به «کائنات» یا «فرکانس کیهان» عرضه میدارد و بدینسان ولایت را حذف میکند. نتیجه کلی آن است که شکرِ ترسیمشده در این اثر، از منظر علامه، نه تنها شکر حقیقی نیست بلکه مصداق «شرک خفی» و «ضلال مبین» است.