عضو هیئتتحریریه؛ عضو هیئتعلمی مؤسسه آموزش عالی آلطه
چکیده
به نام خدا؛ شماره پیش روی مجله، دربردارنده مجموعهای از تلاشهای علمی و کاوشهای نظری است که هر یک از زاویهای متمایز، به واکاوی مسائل بنیادین در حوزه حکمت اسلامی، معرفتشناسی و فلسفه دین پرداختهاند. رسالت این شماره، فراهم آوردن مجالی برای طرح اندیشههای اصیل و سنجش آنها در ترازوی تطبیق و نقد بوده است. نخستین پژوهش این شماره، به ساحت ادراک و نقش قوه خیال پرداخته و نسبت میان «داستان، تخیل و واقعیت» را در آرای ابونصر فارابی و ژانپل سارتر به بحث گذاشته است. این واکاوی نشان میدهد که برخلاف رویکرد سارتر که تخیل را دستاویزی برای نفی واقعیت میپندارد، در نگاه فارابی، خیال پلی است میان عالم حس و عقل که از طریق هنر و داستان، حقایق عالی را برای تربیت اخلاقی و انسجام جامعه قابل فهم میسازد. اما دستیابی به مراتب عالی معرفت، تنها در گروی کارکرد قوای ادراکی نیست، بلکه نیازمند آمادگی درونی فاعل شناساست. مقاله دوم به بررسی رابطه تواضع و فروتنی با تکامل معرفت با تأکید بر دیدگاه ملاصدرا اختصاص یافته است. این پژوهش با تکیه بر درک «فقر وجودی» و «حرکت جوهری»، (ملاصدرا، 1383، ج ۶، ص 113؛ همان، 1981 م، ج 8، ص 11) تبیین میکند که تواضع نهتنها یک خصلت اخلاقی، بلکه شرطی معرفتشناختی و هستیشناختی برای رهاییِ ذهن از جزماندیشی و گشودگی در برابر حقایق است. غفلت از همین غایات اصیل اخلاقی و معرفتی است که به پیدایش قرائتهای سطحی از معنویت میانجامد. پژوهش سوم، با رویکردی انتقادی و برپایه میزانهای سهگانه علامه طباطبایی (شریعت، عقل و ولایت)، به بازخوانی جریان معنویتهای نوظهور و نقد کتاب معجزهشکرگزاری پرداخته است. این مقاله به روشنی نشان میدهد که چگونه تقلیلِ فضیلتی توحیدی همچون شکر به یک تکنیک مادی و روانشناختی، آدمی را در حصار خودبینی محبوس ساخته و از غایت حقیقی خویش دور میکند. در حوزه مباحث بنیادین فلسفی، مقاله چهارم به بازخوانی تطبیقی نظریه «وجود ذهنی» در اندیشه جلالالدین دوانی و ملاصدرا پرداخته است. این تحقیق نشان میدهد که چگونه مفهوم «تشأن» در آرای دوانی، زمینهساز فهمی وجودشناختی از ادراک بوده و این ظرفیت، در پرتوِ اصل اصالت وجود و قاعده بسیطالحقیقه در حکمت متعالیه، صورتبندی منسجمتری یافته است؛ بهگونهای که معرفت دیگر صرفاً بازنمایی ذهن نیست، بلکه مرتبهای از انکشاف حقیقت است. در امتداد همین کاوشهای هستیشناختی و تاریخی، پژوهش پنجم به تأملی انتقادی در قاعده مشهور «کل مجرد نوعه منحصر فی فرده» اختصاص یافته است. این مقاله با به چالش کشیدن اجماع ادعایی مکاتب سهگانه فلسفی پیرامون این قاعده، نشان میدهد که نهتنها در آثار شیخ اشراق شواهدی برخلاف آن به چشم میخورد، بلکه از حیث برهانی نیز تشخّص و تمایزِ موجودات منحصراً در گروی ماده و قابلیت آن نیست، بلکه با توجه به پیوند تشخص با وجود و تعدد جهات صدور، میتوان خاستگاه تکثر افراد مجرد را در ناحیه علت فاعلی نیز بهدقت تبیین کرد. بازتاب این مبانی حکمی در حیات فردی و اجتماعی، در پژوهش ششم با محوریت انسانشناسی ملاصدرا و براساس حدیث «جنود عقل و جهل» واکاوی شده است. این مقاله تبیین میکند که استیلای عقل بر قوای حیوانی و دفع جهل در نفس آدمی، چگونه طبع منفعتطلب را تعدیل کرده و راه را برای استقرار عدالت و صلح پایدار و حکیمانه هموار میسازد. در قلمروی فلسفه دین و فهم متون مقدس، مقاله هفتم به بررسی تطبیقیِ مسئله «معجزه» در اندیشه علامه طباطبایی و رودلف بولتمان پرداخته است. این مقاله روشن میسازد که برخلاف بولتمان که معجزه را با رویکردی اسطورهزدا به تجربهای نمادین و درونی تنزل میدهد، علامه طباطبایی با اتکا به مراتب علّی هستی، معجزه را رخدادی عینی، عقلپذیر و متکی بر اراده الهی میداند که هماهنگی تام با نظام حکیمانه جهان دارد (طباطبایی، ۱۴16 ق، ص 166). در نهایت، آخرین مقاله این شماره به یکی از عمیقترین دغدغههای آدمی، یعنی «معنای زندگی» پرداخته است. این پژوهش کوشیده است با ترکیب نگاه هستیشناختی علامه طباطبایی با تجربه زیسته مطرح در آرای یاسپرس و فرانکل و نیز زمینههای فرهنگی مورد نظر تیلور، یک مدل جامع سهلایه برای فهم معنای حیات ارائه دهد؛ مدلی که در آن، معنا نه صرفاً برساخته ذهن، بلکه حاصل پیوند میان حقیقت وجودی و تجربه انسانی است. امید است مقالات ارائه شده در این شماره، افقهای نوینی را پیش روی دانشپژوهان و علاقهمندان به حکمت و فلسفه اسلامی بگشاید و زمینهساز تأملات ثمربخشی در این عرصهها باشد.